ماجرای زندگی جدید … ۱

امتحانات سال آخر دبیرستان رو قبول شدم و با انگیزه عجیبی شروع به خوندن کنکور کردم، مشکلی سر راهم سبز شد، مسئله خونه! هیچ جایی نبود که توش زندگی کنم. پدر و مادر که تو روستا بودن و من هم دوره کارآموزی رو باید طی می کردم پس نمی تونستم از شهر خارج بشم! از طرفی نمی خواستم هم خارج بشم چون می دونستم که توی روستا نمی تونم درس رو بخونم، فضای درس نداشت، اینترنت نبود و هزار تا بهانه دیگه. به هر حال خونه‌‌ی دایی ام موندم و قرار شد که من صبح زود از خونه خارج بشم و تا غروب برنگردم! می رفتم کتابخونه و روزی دو تا ساقه طلایی و سه تا آب معدنی! کار هر روزم شده بود… یبوست گرفته بودم. درس خوندن خوب بود … به بهانه اینکه برنگردم روستا گفتم باید دو ماه کارآموزی کنم. هر بار که جویا می شدن می گفتن چرا برنمی گردی می گفتم خب باید برم سر کار و … . توی شرایط کنکور بودم و هی به این دروغ بگو، به اون دروغ بگو … راستش رو بخواید خسته شده بودم! از ساقه طلایی از شرمی که خونه دایی‌ام داشتم، از نمی دونم یه سری چیزهای دیگه! تصمیم گرفتم برگردم روستا! اون یه ماه آخر مونده به کنکور رو برگشتم روستا و درس می خوندم و زندگی عذاب آور اونجا رو تحمل می کردم! ادامه خواندن ماجرای زندگی جدید … ۱

جاوا اسکریپت رو یاد بگیر. قدم یازدهم

توی قدم قبلی راجع به رشته صحبت کردیم و در مورد متدهای مورد استفاده برای رشته ها. امروز توی قدم یازدهم دقیقا می خوایم مثل قدم قبلی عمل کنیم با این تفاوت که روی اعداد ما این بررسی رو انجام می دیم! ما رو که می گم همون منه! در حقیقت خود خود خودم! ارسطو!🙃خب همونطور که قبلا گفتم ما نوع های داده ای مختلفی رو داریم که یکیشون رشته و متن و کاراکتر بود و یکی هم عدده! بقیه اش رو فعلا کاری نداریم. خب ما اعداد رو برای محاسبات مختلف، شماره گذاری و چیز هایی از این قبیل استفاده می کنیم. ادامه خواندن جاوا اسکریپت رو یاد بگیر. قدم یازدهم

نازنین

پارک آرام بود و جز وز وز گفتگوهای دو نفره چیزی به گوش نمی‌رسید. به نظر می‌آید که جز انسان هیچ موجود دیگری در پارک نیست.

***

نازنین به بالکن آپارتمان آمده و بیرون را می نگریست، دید کاملی به پارک داشت. به شدت ناراحت به نظر می‌رسید و کمی هم مضطرب بود. پایش می لرزید و نگاهش به روبرو خشک شده بود. لباس چندانی بر نکرده و تقریبا آماده بود. خیلی وقت بود که تصمیمش را گرفته بود اما الان فقط به یک انگیزه یا اجبار احتیاج داشت. مگر تصمیم برایش کافی نبود؟ شاید تصمیمش نمی توانست بر ترسش غلبه کند به همین خاطر حتما باید عامل مهمتری را پیدا کند.

بیشتر مردمی که نشسته بودند به خوبی می توانستند نازنین را ببینند، متعجب شده بودند، تا به حال همچنین قیافه ای را ندیده بودند. نگاه این افراد یا به تف و لعنت کردن خاتمه پیدا می کرد یا به حس جنسی و بلند شدن آلت کوتاه شان. نازنین تقریبا آماده بود.

زنان داخل پارک هم برای آنکه بیشتر بتوانند از هوای پارک لذت ببرند دهان شان را تا بنا گوش باز کردند و هرچه که فکر می‌کردند راجب به این صحنه، به همدیگر گفتند.

دختر بی حیا خجالت نمی کشه، تازه اومده اینجا فک می کنه هر غلطی که دوست داره می‌تونه بکنه.

نازنین تقریبا آماده بود.

***

آن چند تکه لباسی را هم که تن داشت، کند و به نرده های بالکن خود را چسباند، حال مردم تمام جسم لختش را می توانستند ببینند. بزارید راستش را بگویم، همه به وجد آمده بودند. موهای بوری که به سینه‌اش ختم می‌شد تقریبا دل همه را برده بود.

حال دیگر اجبار برای اجرای تصمیمش، بر ترسش غلبه کرده بود. نمی‌توانست برگردد، چون اگر برمی‌گشت باید یک عمر فقط حرف مردم و کسانی که در آپارتمان زندگی می کردند را تحمل می‌کرد. به پایین نگاهی انداخت و تفی رو به زمین کرد. نازنین تقریبا آماده بود.

پاهایش بیشتر از پیش می لرزیدند، نازنین فقط دنبال آن اجبار یا بهتر بگوییم بهانه می‌گشت حال آن را در اختیار داشت. نازنین آماده بود. چشمانش را بست. ۱۲۳ تمام!

پارک آرام بود و چیزی به گوش نمی‌رسید. این بار به نظر می‌آمد که هیچکس در پارک نیست.

برای دختران شهرم!

نویسنده: ارسطو عباسی

قلقلک

قلقلک، اما نه یه قلقلک ساده که باعث بشه بخندی، بیشتر باعث شرم و بعضی وقت ها باعث لذت می شد، قلقلکی که بعد از اون سر میشی و دم و باز دم می کنی و در نهایت کشاله ران و باسنت منقبض می شن و تمام!
هر دو به سقف خیره شدیم.
نویسنده: ارسطو عباسی

جاوا اسکریپت رو یاد بگیر. قدم دهم

سلام مجدد یا بهتر بگم مجددا سلام، خب در نهایت سلام ! ای بابا اول کار داریم سفسته بافی می کنیم، امروز با قسمت دهم خدمتتون هستم، قسمت نسبتا طولانی خواهد بود و می خوایم دوباره در مورد رشته ها (String) و یکسری از توابع و متد هاش صحبت کنیم. همونطور که می دونید یک رشته حاوی یکسری از کاراکتر ها هستش و برای ذخیره سازی متن و دستکاری اون ازش استفاده می شه! خب اگه یادتون باشه که باید یادتون باشه و اگه یادتون نیست به قسمت های اول یادگیری مراجعه کنید، رشته ها رو با بین دو تا علامت جفت کوتیشن ” ” و یا تک کوتیشن قرار می دادیم! یه مثال خیلی ساده نوشتن یه متغیر و ذخیره یک مقدار رشته و در نهایت چاپ اون توسط دستورهایی که عملیات چاپ رو انجام می دن. ادامه خواندن جاوا اسکریپت رو یاد بگیر. قدم دهم