تشنگی محتوا؛ ابتذال ساختاری

تولید محتوا، خواه به صورت فیزیکی و یا مجازی، امری واقع بر نویسندگان است. ساختارمند بودن محتوا و در چهارچوب نوشتن نیز، یکی از اصولی است که نویسنده خوب آن را رعایت می‌کند. منظور از ارائه این نوشته، هدف قرار دادن افرادی با عناوین خاص نیست، منظور صرف نویسنده است، نویسنده مطالب ادبی، علمی، پژوهشی و یا خواه هر چیز دیگری. اما منظور از عنوان این مطلب چیست؟
بیایید کمی به عقب برگردیم. زمانی که مخاطب، اهمیت پیدا می‌کند، محتوا همواره سعی دارد که جذاب‌تر و قابلیت درک‌پذیری بالاتری داشته باشد، البته این موضوع برخی اوقات با روندی مبتذل تداخل پیدا می‌کند، اما هدف اصلی آن نیست. هدف اصلی نوشتن و تفکر برای مخاطب است، خواه این مخاطب یک فرد ساده باشد یا یک متخصص! هدف صرف این است که نوشته با محوریت خواننده نوشته شود.
ساختارمند بودن یک مطلب، یک اصل اساسی است، حال می‌شود فراتر از نقطه‌گذاری و رعایت علائم نگارشی رفت، می‌شود به مسئله Navigation در مطالب اشاره کرد، مسئله‌ای بسیار مهم که به مخاطب این کمک را می‌کند تا بتواند متن‌های عادی، عناوین، نکات و موارد مختلف دیگر را از همدیگر تمیز دهد و بتواند با درک درست‌تری محتوا را بخواند.
این دو مسئله همواره در نوشتن یک موضوع، بسیار مهم و کلیدی هستند. نوشته خوب، به گونه‌ای نوشته می‌شود که این دو مسئله را در یک تعادل پایدار قرار داده باشد و روی هر دو مورد تاکید بورزد.
مشکلی که امروزه با آن سر و کار داریم، دقیقا همین است. بسیاری از اوقات حالتی پیش می‌آید که نویسنده بدون توجه به این دو اصل، مطلب را ارائه، منتشر یا چاپ می‌کند. خروجی چنین مطلب‌هایی معلوم است. حجم بسیار زیادی از مطالب نخوانده روی هم دیگر قرار گرفته و همه چیز رنگ ابتذال را گرفته‌اند، نویسنده، محتوایی تولید می‌کند که آنقدر از ذهن مخاطب دور است، که مخاطب هیچ کدام از کلمات را درک نمی‌کند، ساختارمند نبودن محتوا نیز به همین شکل! برخی اوقات مخاطب نمی‌تواند پانویس را به صورت درست از متن اصلی تشخیص دهد و یا حتی نمی‌تواند برخی عناوین را بدرستی مطالعه کند.
واقع‌گرا باشید، شما مطلب نمی‌نویسید که در فلان جشنواره بین‌الملی جایزه بگیرید، شما مطلبی می‌نویسید که افراد محلی و یا حتی منطقه وسیع‌تری آن را درک کنند و متوجه شوند. شما برای یک هوش مصنوعی نمی‌نویسید، یک هوش مصنوعی می‌تواند متوجه تغییرات متنی و ساختاری شود، اما همه مخاطب‌ها آنقدر هوشمند نیستند، برخی از آن‌ها را باید با تایپوگرافی و شیوه ارائه مطلب از خواب بیدار کرد، باید گفت: «هی عزیز! پاراگراف تموم شد، برو قسمت بعد!».

تشنگی محتوا اشاره دارد به اینکه خلاء بسیار بزرگی از محتوا خوب حس می‌شود، شبکه‌های اجتماعی و مواردی مانند این، محتوا خوب را از بین برده‌اند، مخاطبان بسیار سریع راضی می‌شوند و دیگر افرادی که تشنه محتوا باشند پیدا نمی‌شوند. در اوج این خلاء هر فردی با میزانی سواد اندک و آمار و احتمالات فرضی که دارد می‌تواند محتوایی تولید کند، محتوایی که صرف سعی دارد، محتوا باشد، نه مفهومی فراتر از آن! اینگونه محتوا حتی در سطح مخاطبان نیز نیستند، در حقیقت چنین روندی صرف برای تولید محتوا انجام می‌شود و هدفی در پشت آن قرار ندارد. اگر هدف محتوای درست این باشد که با آگاهی کاربر پیشرفت کند و جلو برود، پس محتواهای امروزی، حتی بیشتر باعث می‌شوند که کاربر به ابتذال روی بیاورد و به جنس بی‌کیفیت و بی‌ارزش راضی شود.
ارائه محتوا باید در سطح مخاطب باشد و به صورت بسیار آرامی سعی داشته باشد که فهم و درک مخاطب را از موضوع بالاتر ببرد، به صورتی که بعد از خواندن این محتوا در حالت دوره مانند، مخاطب به خوبی بتواند محتوای خوب و با ارزش را از محتوای بی ارزش شناسایی کند.
وقتی که تولیدکننده محتوا، نویسنده یا هر فرد دیگری که مشغول ارائه محتوا است، سعی در پایین آوردن فهم و انتظار مخاطب داشته باشد، دیگر ابتذال غیر از این نیست. محتوایی که جدای از مفهوم و فرم کلی، از نظر ساختاری با هزاران مشکل همراه است. مقدمه و پایان درستی ندارد و هیچ چیز به صورت اصولی و درست در آن قرار نگرفته است.

نویسنده: ارسطو عباسی