زمینی کردن فلسفه

آنچه را که می‌شود از شروع فلسفه از آن صحبت کرد و بسیار حائز اهمیت است، زمینی کردن فهم و عقل است. اگر قبل از طالس «تا آنجا که از فرایند تاریخی فلسفه می‌دانیم» در مورد اندیشه‌هایی مانند زمین از کجا آمده‌ است، دنیا چگونه شکل گرفته، اشیاء چگونه پدید آمدند و… سخن به میان می‌آوردیم ناچارا باید به خدایان متوسل می‌شدیم؛ اما منظور از زمینی کردن تعقل دقیقا همینجاست که این اندیشه‌ها و بازخوردهای آسمانی در هم شکسته شدند و مفاهیم عقلی-طبیعی پیش رو آمدند، اگر طالس را بعنوان رهبر این جریان بدانیم اولین و اصلی‌ترین سوال وی در این انقلاب جدید آن بود که بداند سر منشأ عالم چیست و به اصطلاح ماده اصلیبوجود آورنده تمام اشیاء کدام است. این موضوع را عنصر اولیه یا مادة‌المواد می‌نامند. رسیدن به جواب این سوال مستلزم درک تغییراتی بود که در حیات اتفاق می‌افتاد، یعنی آنکه چرا چیزهای مختلف بهم دیگر تبدیل می‌شوند و این تبدیلات سرمنشاشان چیست؟ طالس اولین کسی بود که این سوال را مطرح کرد و براساس استنادهایی آب را این سرمنشأ می‌دانست. -می‌شود در جایی دیگر به‌تفصیل در ارتباط با این موضوع بیشتر صحبت کرد-
می‌شود فلاسفه اولیه یونانی را به گونه‌ای ماتریالیست دانست چرا که این افراد با وجود آنکه در پاسخ به چیستی مادة‌المواد بصورت یکسان اظهار نظر نمی‌کردند اما همگان در رابطه با آنکه این مورد یک سر منشأ مادی دارد تقریبا همسو بودند. البته همانگونه که کاپلستون اشاره دارد از آنجایی که این افراد درک صحیح و روشنی از جدایی روح و ماده نداشتند نمی‌توان آن‌ها را ماتریالیست‌های آگاه نامید! از طرفی دیگر آنان در فرایند پی بردن به مادة‌المواد بیشتر از آنکه به تحقیقات حسی بپردازند مشغول تعقل صرف در رابطه با آن بودند و در واقع امری ذهنی را بر آن غالب ساختند، به همین دلیل آنان را می‌شود حتی ماتریالیست‌های انتزاعی دانست چرا که در باب ماتریالیسم نیز آنان به نمودهای حسی و کلی از مادة‌المواد فکرمی‌کردند.

منتشرشده توسط

Arastoo Abasi

دانی که چیست دولت؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *