نرمالیسم – مرگی برای بُزدِل‌ها

نرمالیسم اون نقطه‌ایه که ما خودمون رو با تعریفی اشتباه از آرامش فریب می‌دیم.
نرمالیسم اون نقطه‌ایه که ما خودمون رو با تعریفی اشتباه از آرامش فریب می‌دیم.

نمی‌دونم ولی فک کنم نرمالیسم رو خودم ساخته باشم … البته اضافه کردن یه ایسم به اول یه کلمه‌ای و نسبت دادن‌ش به یه سری آدم نمی‌دونم خیلی به نظر کار خلاقانه‌ای نمیاد ولی خب بگذریم از اینا و بریم سراغ اصل ماجرا….!
ماجرا از کجا شروع میشه؟ ماجرا از اونجاییه که انسان توی برهه‌هایی از زندگی دنبال زمانی می‌گرده که فقط بخوره و بخوابه! یعنی ذهن‌ش درگیر چیزی نباشه و زندگی رو بگذرونه … اینا آدم‌های نرمالی نیستند. از طرفی دیگه آدم‌هایی هستند که همیشه در حال زندگی کردن به حالتی پر از تکاپو و تلاش و چالش و برو بالا و بیا پایین هستند، اینا هم آدم‌های نرمالی نیستند. چه آدم‌هایی نرمال‌ند. واقعیت‌ش رو بگم هر کسی که از انجام کاری که دوست داره و ازش می‌ترسه و در نهایت انجام نمی‌ده می‌گم نرمال اما در کنار این یه سری آدم‌های دیگه‌ هم هستند که شرایط بیسیک زندگی‌شون و فراهم کردن و باهاش کنار اومدن و زندگی روتینی دارند. مثل اکثر کارمند‌ها، معلم‌ها و… اینا آدمایی هستند که وقتی از دور زندگی‌شون رو می‌بینی میگی خب همینه دیگه زندگی یه ماشین و یه خونه و یه زنی و بچه‌ای و یا یه مرد و بچه‌ای و… . چیزهایی که همه از زندگی انتظار‌ش رو دارن ولی وقتی واقعا وارد ماجرا میشی می‌بینی نه بابا این کجاش زندگیِ! چندش آوره … فقط چیزیه که ترسو‌ها دنبال‌شند … یه حقوق ثابت یه خونه نقلی یه ماشین و همین! چیزی که اونا اسمش‌ رو می‌برند نقطه‌ی آرامش ولی من اسمش رو میزارم نقطه شروع دست و پا زدن برای مردن که معمولا از اوایل چنین زندگی شروع میشه و برای تعداد کمی از حالت‌ها تا اوایل بازنشستگی ادامه داره!
شخص نرمالیست یعنی اون کسی که از هرچیزی که جدید باشه و قبلا کسی امتحان‌ش نکرده باشه می‌ترسه… . مثلا از این میترسه که یه استارتاپ راه بندازه از این می‌ترسه که کارهای عجیب انجام بده! ما انسان‌ها نیومدیم اینجا که مثل گاو سرمون رو بندازیم پایین و هر جایی که بقیه رفتن ما هم بریم … ما چیزی داریم به اسم خلاقیت! آره خوب اومدم این رو خلاقیت! یعنی اینکه شما بتونید جدید باشید کارهایی رو انجام بدید که معمولا مرسوم نیستند یا اینکه وجود ندارند و شما اون‌ها رو می‌سازید. یکی دیگه از ویژگی‌های نرمالیست‌ها اینه که خیلی دوست ندارند از اون منطقه مرگ‌شون دور بشند انگار خیلی بهش علاقه دارند. مثلا به طرف می‌گی آقا بیا یه کوله‌پشتی پر از لباس و وسایل برداریم و بزنیم به جاده … بریم شمال بریم روستاهای بیرجند رو بگردیم … بریم اورامان ببینیم چطوریه! ولمون کن بابا حوصله داری‌ها امشب سریال فلان رو میده می‌شینیم با دو کیلو تخمه نگاه می‌کنیم. بریم اورامان دیوونه شده!!
می‌بینید این قضیه نرمالیست‌هاست. اصلا دوست ندارن به چالش کشیده بشن. دوست ندارن توی یه جمع حرف بزنن، همیشه از این می‌ترسند که گاف بدن چه می‌دونم سوتی بدن … همه چیز رو انقدر سخت و پیچیده کردن برا خودشون که اصلا نمی‌تونن حتی راجع بهش فکر کنند. این جاست که مرگ نزدیک میشه! ما انسان‌ها فقط یه بار نمی‌میریم خیلی وقت‌ها قلب‌مون تاپ تاپ می‌کنه … خون میاد و میره ولی در حقیقت مُردیم … چنان مردیم که حتی فکر‌ش رو هم نمی‌کنیم.
نرمالیسم اون نقطه‌ایه که ما خودمون رو با تعریفی اشتباه از آرامش فریب می‌دیم. لم دادن روی کاناپه و شب تا صبح توی تلگرام گشتن و جدول حل کردن و سر کار ورق بازی و امضا و… اینا میشه همه زندگی یه آدم نرمال! یا بهتر بگم یه آدمی که مرده!

هیچوقت نرمال نباشید!

منتشرشده توسط

ارسطو عباسی

یه نویسنده، وبلاگ‌نویس و توسعه‌دهنده خودآموخته‌ام. کسی که به هنر، برنامه‌نویسی، علوم، فلسفه، ریاضیات، ادبیات و مسافرت خیلی علاقه داره و هر روز سعی می‌کنه که چیزهای جدیدی رو یاد بگیره و آموزش هم بده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *