هرکاری می‌خوای بکنی، بکن! به کسی هم نگو!

شاید از روی عنوان مطلب یه ذره غلط انداز باشه اما موضوع اصلی رو بزارید بشکافم … خب شکافتم. اولا که بگم شاید این مطلب خیلی سطحی باشه و اون چیزی نباشه که خیلی وارد جزئیات فلسفی و اخلاقی ماجرا میشه اما یه تجربه‌ای هستش از چیزی که خودم بدست آوردم و دوست داشتم به عنوان یه وبلاگنویس اون رو با شما به اشتراک بگذارم.

هواپیما در حال بلندشدن

موضوع از امیال و آرزوها و… شروع میشه، مثلا من خیلی دوست دارم با هواپیما سفر کنم. خب! تا حالا پیش نیومده، میام این رو با بقیه در میون میزارم، میگم آقا من فردا می خوام با هواپیما برم تهران مثلا. یکی داد میزنه نههههه نرو، هواپیما امنیت‌ش خیلی کمه و هزار تا داستان میبافه که فلان خاله من رفت و برنگشت و یهو یکی دیگه داد میزنه، هِ این رو باش، بجای اینکارا پاشو برو دو قرون پول دربیار بخوری یه ذره چاق بشی بدبخت و… . باور کنید اینا واقعیته، هست. البته من بگم ها ما پیشنهاد داریم و اینجور طرز برخورد رو هم داریم. ولی در کل من باور دارم که این خودمونیم که میزاریم افراد اینطوری پاشون رو بزارن توی حریم خصوصی ما و اینجوری با ما رفتار بکنند که ما کلا از همه چیز پشیمون بشیم و بگیم، آره راستش رو می‌گن بیخیال! اینجاست نقطه شکست!!! هیچوقت این رو نگو! نزار به آرزوهات رخنه کنند.در واقع بهتر اینه که هیچ وقت آرزوهاتون رو به افرادی که بی آرزو هستند نگید، یکی از دوستانم همیشه میگه «خب که چی» از شنیدن این حرف متنفرم.آقا بریم شمال؟
  • خب که چی؟

آقا بریم پروژه بزنیم باحال و فان؟

  • خب که چی؟
خب، خب که چی و مرض دوست داری منم نزارم غذا بخوری بگم خب که چی؟! فکر می‌کنید زندگی کردن همینه که بخورید و بخوابید و تحرک داشته باشید؟؟؟ اگه فقط ایناست بدون که خیلی وقته مردی! خیلی وقته! مردن از لحظه‌ای شروع میشه که تو برات مهم نباشه کی بیدار میشی، مردن از وقتی شروع میشه که تو دیگه قید کتاب خوندن و ماجراجویی و کنجکاوی رو زده باشی، مردن یعنی وقتی که همیشه اوقاتت تلخ باشه و زیبایی های زندگی رو نبینی -می دونم که دارم از موضوع اصلی پرت میشم- ولی مردن یعنی وقتی که خندیدن بچه ها دیگه برات مهم نباشه، وقتی صدای یه جویبار دیگه برات مهم نباشه وقتی که دیگه تیشرت های رنگی رنگی نپوشی و حرف های عجق وجق نزنی، مردن یعنی اینکه یه دهه است تو داری یه جور موسیقی گوش میدی مردن ایناست باور کن!

خنده یه کودک از تبت

آره دیگه خلاصه گفتم که بهتره چیزی رو به کسی نگی چون جوری که شما اون چیزه رو می‌بینید با اون چیزی که اونا می بینند متفاوته … مثلا شاید من یکی از کنکجاوی‌هام لحظه بلند شدن پرواز هواپیما باشه ولی وقتی این رو برای خیلی ها بگم یا تجربه‌ش کردن، یا اصلا براشون مهم نیست یا اینکه اصلا تا حالا بهش فکر نکردن که ببینند جالب هست یا نه؟!

پس:

Keep Secret! and be Awesome

منتشرشده توسط

ارسطو عباسی

یه نویسنده، وبلاگ‌نویس و توسعه‌دهنده خودآموخته‌ام. کسی که به هنر، برنامه‌نویسی، علوم، فلسفه، ریاضیات، ادبیات و مسافرت خیلی علاقه داره و هر روز سعی می‌کنه که چیزهای جدیدی رو یاد بگیره و آموزش هم بده.

5 دیدگاه در “هرکاری می‌خوای بکنی، بکن! به کسی هم نگو!”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *