قدرت معنا

زندگی چیزی بیشتر از خوشبخت بودن است. راه‌هایی که ما برای خوشبخت و در آرامش بودن برای زندگی می‌شناسیم متغیر هستند. خیلی‌ها موفقیت را راز خوشبخت بودن می‌دانند اما این موضوع همیشه صادق نیست و گاهی می‌بینیم که آدم‌ها در اوج موفقیت دست به خودکشی می‌زنند و یا در اوج ناراحتی هستند. چه چیزی ارزش زندگی را بیشتر می‌کند!؟

امیلی چهار اصل را نام می‌برد و آن‌ها را توضیح می‌دهد. این چهار اصل، تعلق، هدف، تعالی و داستان‌سرایی است. اما این‌ها چه معنایی دارند؟ امیلی در فیلم زیر توضیح می‌دهد.

امیلی نویسنده کتاب «The Power of Meaning: Finding Fulfillment in a World Obsessed with Happiness» در کتاب‌ش راجع به مصاحبه‌ها و داستان‌های خارق‌العاده‌ای که با افراد مختلف داشته صحبت می‌کند. استدلال موجود در این کتاب براساس جستجو برای دستیابی به مفهوم و معنا در زندگی است. امیلی این موضوع را چیزی بیشتر از خوشبختی در زندگی می‌داند.

چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

تویه یه مطالعه از بنیاد ملی هنر نشون داده که آمریکایی‌ها به صورت کلی مطالعه مربوط به ادبیات‌شون خیلی پایینه، حالا این این صرفا به ادبیات مربوط میشه، ما ایرانی‌ها کلا مطالعه نداریم خدا رو شکر :)) اما جدای از این بحث‌ها، سوالی که پیش می‌آد اینه که «چرا؟»؛ توی این مطلب دلایلی (بهانه‌ها) رو که از مردم خیلی می‌شنوم رو می‌تونید ببینید. برای هر کدومشون راه‌حل ارائه دادم.

ادامه خواندن چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

نابغه‌ای به نام ایلان ماسک

چند هفته پیش به یه مصاحبه کاری آنلاین مراجعه کردم و قرار شد که ازم تست بگیرن … یه مقاله انگلیسی یه صفحه‌ای بود که ترکیبی از علوم کامپیوتر، الکترونیک و مکانیک توش قرار گرفته بود. خیلی خوب تست‌‌شون رو پاس کردم ولی یه مشکل وجود داشت که از استخدام من ممانعت می‌کرد. حالا توی مقاله راجع به چی صحبت می‌کرد؟ درسته! ایلان ماسک! شاید بتونیم بگیم نابغه‌ترین آدم کره زمین! کسی که ایده‌هاش همه جهان رو به لرزه در آورده. توی این مطلب می‌خوام شما رو با ایلان ماسک آشنا کنم و چند تا از ایده‌های «مغز منجر کننده»ش رو بهتون معرفی کنم. بزن بریم 🙂 ادامه خواندن نابغه‌ای به نام ایلان ماسک

چگونه از ‘تنها بودن’ لذت ببریم

فرقی نمی‌کنه که برای مدتی دوست پسر یا دختر داشتید و الان از دستشون دادید یا اینکه چنین اتفاقی برای خونواده یا دوستاتون افتاده باشه، از این ماجراها به بعد می‌تونی که از تنهایی‌هات لذت ببری. این رو در ذهن داشته باشید که اگرچه انسان یک موجود اجتماعیه اما به این معنی نیست که خارج از اجتماع نمی‌تونه خوشحال باشه. . من با این مطلب و توی سه بخش قصد دارم راهکارهایی برای لذت بردن از عالم تنهایی رو بهتون معرفی کنم. برو که بریم 🙂 ادامه خواندن چگونه از ‘تنها بودن’ لذت ببریم

خواژگون

مطلب مربوط میشه به دیروز. من تند تند راه می‌رفتم و شادمان دنبال‌م بود. ولی قضیه این دنباله‌روی‌ها یه چیز دیگه بود که گفتنش مهم نیست. (شاید یه روزی توی یه مطلب دیگه‌ای گفتم! شاید هم توی آخر همین مطلب.) اما قضیه خواژگون به بعد از این دنباله‌روی‌ها مربوط میشه. جایی که من وایسادم و شادمان بهم رسید! همه بدنم شل شده بود (ارجاع به اتفاقی که قبل از رسیدن به همدیگه افتاد).
یه پارک کنارمون بود که تصمیم گرفتیم بریم اونجا دراز بکشیم، پارک نسبتا شیب داشت و ما گفتیم که مثل بقیه دیوونه بازی‌هامون برعکس بخوابیم. یعنی اینطوری که سرمون پایین شیب باشه و پاهامون بالاش!
شیش‌تا کابل برق هم اون بالا بودن! ثابت!

تاکید زیادی دارم روی ثابت بودن اونا! ثابــــــت! خواژگون ترکیبی است از خواب و واژگونی، پیشنهادش رو هم شادمان داد. از طرح تا پیاده‌سازی! ولی قضیه اصلی اینا نیست! قضیه اصلی اینه که یه جور دیگه به همه چی نگاه کنی!

وقتی می‌گم ثابت یعنی ثابت! پس حرکتی در کار نیست، اما ما حرکت رو می‌دیدم، از چپ به راست و همچنین نزدیک شدن‌شون به همدیگه! قضیه اینه که وقتی مدت زیادی توی اون حالت هستی، وقتی بلند میشی می‌بینی آره، همون چیزهایی که هر روز میبینی‌شون می‌تونن یه شکل جدید به خودشون بگیرن. همون چیزهایی که هر روز یه جور در موردشون قضاوت می‌کنیم، می‌تونن لباس دیگه‌ای تن کنند.

پانوشت: قضیه دنبال‌روی‌های من و شادمان این بود که من افتاده بودم دنبال یه نفری که اصلا نمی‌شناختم، تنها هدفم هم این بود که بتونم یه بار با یه غریبه که اصلا نمی‌شناسمش حرف بزنم و بتونم ارتباط برقرار کنم، حدود ۱۵ دقیقه من فقط داشتم فکر می‌کردم که وقتی به طرف مقابل رسیدم چی بگم، همه چی رو پیش خودم «مجازی سازی» کردم، شادمان هم هی می‌گفت it’s too complicated و تصمیم گرفت که باهام نیاد، به همین دلیل پشت سر دنبالم می‌کرد.

نکته جالب ماجرا این بود که وقتی رسیدم به طرف مقابل‌ جز گفتن یه «سلام» هیچ کاری نتونستم بکنم، در جواب سلام طرف مقابل، من فقط گفتم «ببخشید اشتباه گرفتم» و برگشتم پیش شادمان!

شات‌داون!

ادامه: قضیه تنها اینه که بتونی یه جور دیگه نگاه کنی و یه جور دیگه رفتار کنی! هیچ اهمیتی نداره که این کنش دلیلی داره، ضرر یا فایده‌ای داره یا نه، فقط مهم اینه که انجامش بدی و بعدا ببینی چه چیز جدیدی رو از یه فرم کهنه و قدیمی بدست آوردی. همین!

 

Art by: Leonora Carrington OBE (6 April 1917 – 25 May 2011)