خلوت دل نیست جای صحبت اضداد. حافظ

بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید

صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید

بر در ارباب بی‌مروت دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید

ترک گدایی مکن که گنج بیابی
از نظر ره روی که در گذر آید

صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا که قبول افتد و که در نظر آید

بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر
باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید

غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست
هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید

نرمالیسم – مرگی برای بُزدِل‌ها

نرمالیسم اون نقطه‌ایه که ما خودمون رو با تعریفی اشتباه از آرامش فریب می‌دیم.
نرمالیسم اون نقطه‌ایه که ما خودمون رو با تعریفی اشتباه از آرامش فریب می‌دیم.

نمی‌دونم ولی فک کنم نرمالیسم رو خودم ساخته باشم … البته اضافه کردن یه ایسم به اول یه کلمه‌ای و نسبت دادن‌ش به یه سری آدم نمی‌دونم خیلی به نظر کار خلاقانه‌ای نمیاد ولی خب بگذریم از اینا و بریم سراغ اصل ماجرا….!
ماجرا از کجا شروع میشه؟ ماجرا از اونجاییه که انسان توی برهه‌هایی از زندگی دنبال زمانی می‌گرده که فقط بخوره و بخوابه! یعنی ذهن‌ش درگیر چیزی نباشه و زندگی رو بگذرونه … اینا آدم‌های نرمالی نیستند. از طرفی دیگه آدم‌هایی هستند که همیشه در حال زندگی کردن به حالتی پر از تکاپو و تلاش و چالش و برو بالا و بیا پایین هستند، اینا هم آدم‌های نرمالی نیستند. چه آدم‌هایی نرمال‌ند. واقعیت‌ش رو بگم هر کسی که از انجام کاری که دوست داره و ازش می‌ترسه و در نهایت انجام نمی‌ده می‌گم نرمال اما در کنار این یه سری آدم‌های دیگه‌ هم هستند که شرایط بیسیک زندگی‌شون و فراهم کردن و باهاش کنار اومدن و زندگی روتینی دارند. مثل اکثر کارمند‌ها، معلم‌ها و… اینا آدمایی هستند که وقتی از دور زندگی‌شون رو می‌بینی میگی خب همینه دیگه زندگی یه ماشین و یه خونه و یه زنی و بچه‌ای و یا یه مرد و بچه‌ای و… . چیزهایی که همه از زندگی انتظار‌ش رو دارن ولی وقتی واقعا وارد ماجرا میشی می‌بینی نه بابا این کجاش زندگیِ! چندش آوره … فقط چیزیه که ترسو‌ها دنبال‌شند … یه حقوق ثابت یه خونه نقلی یه ماشین و همین! چیزی که اونا اسمش‌ رو می‌برند نقطه‌ی آرامش ولی من اسمش رو میزارم نقطه شروع دست و پا زدن برای مردن که معمولا از اوایل چنین زندگی شروع میشه و برای تعداد کمی از حالت‌ها تا اوایل بازنشستگی ادامه داره!
شخص نرمالیست یعنی اون کسی که از هرچیزی که جدید باشه و قبلا کسی امتحان‌ش نکرده باشه می‌ترسه… . مثلا از این میترسه که یه استارتاپ راه بندازه از این می‌ترسه که کارهای عجیب انجام بده! ما انسان‌ها نیومدیم اینجا که مثل گاو سرمون رو بندازیم پایین و هر جایی که بقیه رفتن ما هم بریم … ما چیزی داریم به اسم خلاقیت! آره خوب اومدم این رو خلاقیت! یعنی اینکه شما بتونید جدید باشید کارهایی رو انجام بدید که معمولا مرسوم نیستند یا اینکه وجود ندارند و شما اون‌ها رو می‌سازید. یکی دیگه از ویژگی‌های نرمالیست‌ها اینه که خیلی دوست ندارند از اون منطقه مرگ‌شون دور بشند انگار خیلی بهش علاقه دارند. مثلا به طرف می‌گی آقا بیا یه کوله‌پشتی پر از لباس و وسایل برداریم و بزنیم به جاده … بریم شمال بریم روستاهای بیرجند رو بگردیم … بریم اورامان ببینیم چطوریه! ولمون کن بابا حوصله داری‌ها امشب سریال فلان رو میده می‌شینیم با دو کیلو تخمه نگاه می‌کنیم. بریم اورامان دیوونه شده!!
می‌بینید این قضیه نرمالیست‌هاست. اصلا دوست ندارن به چالش کشیده بشن. دوست ندارن توی یه جمع حرف بزنن، همیشه از این می‌ترسند که گاف بدن چه می‌دونم سوتی بدن … همه چیز رو انقدر سخت و پیچیده کردن برا خودشون که اصلا نمی‌تونن حتی راجع بهش فکر کنند. این جاست که مرگ نزدیک میشه! ما انسان‌ها فقط یه بار نمی‌میریم خیلی وقت‌ها قلب‌مون تاپ تاپ می‌کنه … خون میاد و میره ولی در حقیقت مُردیم … چنان مردیم که حتی فکر‌ش رو هم نمی‌کنیم.
نرمالیسم اون نقطه‌ایه که ما خودمون رو با تعریفی اشتباه از آرامش فریب می‌دیم. لم دادن روی کاناپه و شب تا صبح توی تلگرام گشتن و جدول حل کردن و سر کار ورق بازی و امضا و… اینا میشه همه زندگی یه آدم نرمال! یا بهتر بگم یه آدمی که مرده!

هیچوقت نرمال نباشید!

تهران‌گردی برای اولین بار

بعد از اینکه دو روز توی همدون موندم و چند جای باحال رو با دوستم رفتم. تصمیم گرفتم برای ادامه مسیر، برم به سمت تهران. تا حالا تهران نرفتم و همین موضوع کمی برام استرس‌زا بود. توی اتوبوس هی داشتم مسیرهای مترو رو حفظ می‌کردم و در پایان هم با گوگل‌مپ نقطه مقصدی که می‌خواستم برم رو پیدا کنم.
تهران شهر خیلی خوبیه. من که خیلی باهاش حال کردم و ازش لذت بردم. توی ادامه مطلب به صورت کامل راجع به همه چی که توی مسافرتم گذشته حرف زدم. ادامه خواندن تهران‌گردی برای اولین بار

دو روز در همدان

همدان - آرامگاه بوعلی - تصویر از پینترست

حدود یه ماهی بود که داشتم تصمیم گیری می‌کردم برای اینکه بعد امتحانات دانشگاه یه مسافرتی برم. دلم پوکید انقدر توی این شهر نشستم. به همین دلیل تصمیم گرفتم یه مدت رو خوب کار کنم تا هم یه پولی برای مسافرت دستم بیاد هم برای اجاره خونه و… مشکلی نداشته باشم. (معمولا موضوع روتینیه🙄) به هر حال، ۲۷ام دی در آخرین تصمیم، بالاخره قرار بر این شد که اول برم همدان -همدون قشنگتره-، بعدش دیگه مسیرهای دیگه! ولی خب فعلا به این موضوع نپردازیم و بریم سراغ همدان!

ادامه خواندن دو روز در همدان

چطوری یه مطلب خوب بنویسیم؟ ✍️

چگونه یک مطلب خوب بنویسیم؟

خب، نمی‌خوام خیلی از خودم تعریف کنم ولی انصافا فکر می‌کنم توی نوشتن مطلب و ترجمه اونا اخیرا خیلی خوب شدم! البته من قبلا یه دوره کلاس داستان‌نویسی رفته بودم و کتاب‌های تقریبا زیادی رو مطالعه کردم و در کنار اینها از اونجایی که یکسال میشه که به صورت حرفه‌ای مشغول تولید محتوا و ترجمه هستم، خب کمی هم باید طبیعی باشه! ولی در نهایت این منم و می‌خوام چند نکته خیلی خوب در رابطه نوشتن یک مطلب رو به شما بگم. آماده‌اید؟ بزن بریم. 🙌

ادامه خواندن چطوری یه مطلب خوب بنویسیم؟ ✍️

باگ‌های سخت‌افزاری Spectre و Meltdown

باگ‌های تراشه سی‌پی‌یو

دو روز پیش بود که مطلب «در مورد باگ های اسپکتر و ملت‌داون مطالب دست اول بخونین» رو توی وبلاگ جادی -همه می‌شناسنش‌ یه آدم باحاله 🙂 – خوندم … یه سری باگ که مربوط میشه به مهمترین قسمت سخت افزاری یک کامپیوتر که اون هم سی‌پی‌یو هستش. توی لینکی که بالا گفتم جادی زحمت کشیده چند تا لینک خوب رو قرار داده.

من خیلی راجع به این قضیه دوست داشتم چیزهایی دستگیرم بشه و بفهمم که چیه به این خاطر چندتا جستجو کردم و به نظر مباحث کمی پیچیده بودند ولی یه ویدیویی از شرکت رد‌هت پیدا کردم که به صورت ساده در رابطه با این موضوع توضیح داده بود که منم به صورت ساده می خوام بگم که قضیه از چه قراره!

اسم این دو تا باگ جدید Spectre و Meltdown هستش و سعی دارند که از طریق اون بتونن اطلاعات مهم رو از کاربران بدزدن، خب این کار چطوری صورت می‌گیره، برای اینکه این موضوع رو متوجه بشیم باید به یکی از تکنیک های بهینه سازی پردازنده ها اشاره کنیم به اسم Speculative execution … موضوع‌ش تقریبا پیچیده است اما اگه به صورت ساده بگیم، سی‌پی‌یو توی این تکنیک داره سعی می کنه که یکسری فرایند یا وظیفه رو قبل از اینکه فراخونی بشند از طرف کاربر، مستقلا آماده فراخونی‌ش کنه، مثلا میگه آقای ایکس هر روز ساعت ۸ فلان برنامه رو اجرا میکنه، خب من میام ساعت ۷:۵۹ برنامه رو اجرا می‌کنم -تقریبا- و اون رو راس ۸ زمانی که کاربر درخواست کرد سریع بهش میدم … خب حالا به این فکر کنید که اگه یه روز این مسئله ساعت ۸ توسط کاربر فراخونی نشه، خب در اون صورت اطلاعات به بخشی از حافظه توی حال کش شدن قرار می‌گیره، جایی که هیچ لایه امنیتی نداره … خب این موضوع چرا مهمه، از اونجایی این موضوع مهمه که توی این قسمت ممکنه اطلاعات ورود، کارت های اعتباری و… نگه داری بشه و این بدون هیچ امنیتی هستش! خب بازم مهم نیست، چون اون قسمت هیچ راه دسترسی نداره! و اینجاست اشتباه، این باگ‌ها دستگاه های متعددی از موبایل، تبلت، لپ‌تاپ، کامپیوترهای دسکتاپ و حتی کلود… رو در بر می‌گیره، خب این دستگاه ها در طول روز به صورت منابعی اشتراکی در سراسر اینترنت با همدیگه ارتباط برقرار می‌کنن پس یه روش برای دسترسی بهشون هست، این دو تا باگ به نفوذگر این امکان رو میده که بتونه وارد این دستگاه بشه و اطلاعات اون قسمت که کش شده یا بهتر بگیم -فضله یک پروسس انتظاری اشتباه «عجب اسم مزخرفی از خودم درآوردم» – بوده رو دریافت می‌کنه. به همین باحالی و فانی! انتظار میره که این موضوع توی سال ۲۰۱۸ یکی از داغ‌ترین موضوعات باشه برای موضوع دنیای امنیت و … . البته با این مثالی که من گفتم شاید ماجرا به صورت تئوری باشه. این ویدیو و این ویدیو کمی تکنیکی‌تر توضیح می‌دن.

ولی من دیروز توی مجله economist یه مقاله پیدا کردم با این مفهوم که چرا عیب‌های سخت‌افزاری خیلی بد هستند یا اینکه فقط بد هستند! که لینک اصلی اون مطلب رو آخر این نوشته گذاشتم. در هر حال مقدمه چینی زیادی کرده بود که من فقط بخش آخرش رو دوست داشتم ترجمه کنم و ببینیم که چرا واقعا عیب داشتن توی سخت افزار انقدر سخته! به دو دلیل اشاره کرده بود:

۱- سخت افزار بخشی اساسی از هر کامپیوتری هستش و در کنار این نرم افزار تقریبا فقط مجموعه ای از دستورالعمل هاست که به کامپیوتر داده میشه. و عموما بخش سی‌پی‌یو اون رو اجرا می کنه و به درستی یا با مشکلاتی در هر حال خروجی رو به ما برمی‌گردونه یا اینکه روی بخشی اعمال‌ش می‌کنه. اگر این بخش یعنی سخت افزار نتونه به درستی کار کنه یعنی هیچی دیگه، همه چی از بین میره.

۲- تعمیر دستگاه های فیزیکی به صورت ریموت معمولا کار خیلی دشوارتری نسب به یک نرم افزار هستش. بعضی وقت ها این حالت کاملا غیر ممکن میشه. برنامه های نرم افزاری که باگ دارن در نهایت دوباره نوشته میشن و توسط توسعه دهنده نسخه جدیدی ازش توی اینترنت منتشر میشه، اما خیلی وقت‌ها برای رفع یک باگ از یک تراشه سی‌پی‌یو نیازمند دوباره طراحی کردن اون هستش. شاید این حالتی باشه که برای رفع مشکل Meltdown و Spectre هم نیاز هستش. اجتناب کردن از خطرِ Meltdown شاید با بروزرسانی پچ سیستم عامل یا اینکه هسته سیستم عامل رو آپدیت کنیم شاید ممکن باشه اما این موضوع هم نمیتونه واقعا مسئله رو به درستی حل کنه.

در هر حال محققان امنیت و … در حال درست کردن این وضعیت هستند، وضعیتی که شاید در نهایت تنها را درست شدن اون طراحی مجدد میلیون ها تراشه سی‌پی‌یو باشه.

منبع این قسمت آخر economist

 

 

هرکاری می‌خوای بکنی، بکن! به کسی هم نگو!

شاید از روی عنوان مطلب یه ذره غلط انداز باشه اما موضوع اصلی رو بزارید بشکافم … خب شکافتم. اولا که بگم شاید این مطلب خیلی سطحی باشه و اون چیزی نباشه که خیلی وارد جزئیات فلسفی و اخلاقی ماجرا میشه اما یه تجربه‌ای هستش از چیزی که خودم بدست آوردم و دوست داشتم به عنوان یه وبلاگنویس اون رو با شما به اشتراک بگذارم.

هواپیما در حال بلندشدن

موضوع از امیال و آرزوها و… شروع میشه، مثلا من خیلی دوست دارم با هواپیما سفر کنم. خب! تا حالا پیش نیومده، میام این رو با بقیه در میون میزارم، میگم آقا من فردا می خوام با هواپیما برم تهران مثلا. یکی داد میزنه نههههه نرو، هواپیما امنیت‌ش خیلی کمه و هزار تا داستان میبافه که فلان خاله من رفت و برنگشت و یهو یکی دیگه داد میزنه، هِ این رو باش، بجای اینکارا پاشو برو دو قرون پول دربیار بخوری یه ذره چاق بشی بدبخت و… . باور کنید اینا واقعیته، هست. البته من بگم ها ما پیشنهاد داریم و اینجور طرز برخورد رو هم داریم. ولی در کل من باور دارم که این خودمونیم که میزاریم افراد اینطوری پاشون رو بزارن توی حریم خصوصی ما و اینجوری با ما رفتار بکنند که ما کلا از همه چیز پشیمون بشیم و بگیم، آره راستش رو می‌گن بیخیال! اینجاست نقطه شکست!!! هیچوقت این رو نگو! نزار به آرزوهات رخنه کنند.در واقع بهتر اینه که هیچ وقت آرزوهاتون رو به افرادی که بی آرزو هستند نگید، یکی از دوستانم همیشه میگه «خب که چی» از شنیدن این حرف متنفرم.آقا بریم شمال؟
  • خب که چی؟

آقا بریم پروژه بزنیم باحال و فان؟

  • خب که چی؟
خب، خب که چی و مرض دوست داری منم نزارم غذا بخوری بگم خب که چی؟! فکر می‌کنید زندگی کردن همینه که بخورید و بخوابید و تحرک داشته باشید؟؟؟ اگه فقط ایناست بدون که خیلی وقته مردی! خیلی وقته! مردن از لحظه‌ای شروع میشه که تو برات مهم نباشه کی بیدار میشی، مردن از وقتی شروع میشه که تو دیگه قید کتاب خوندن و ماجراجویی و کنجکاوی رو زده باشی، مردن یعنی وقتی که همیشه اوقاتت تلخ باشه و زیبایی های زندگی رو نبینی -می دونم که دارم از موضوع اصلی پرت میشم- ولی مردن یعنی وقتی که خندیدن بچه ها دیگه برات مهم نباشه، وقتی صدای یه جویبار دیگه برات مهم نباشه وقتی که دیگه تیشرت های رنگی رنگی نپوشی و حرف های عجق وجق نزنی، مردن یعنی اینکه یه دهه است تو داری یه جور موسیقی گوش میدی مردن ایناست باور کن!

خنده یه کودک از تبت

آره دیگه خلاصه گفتم که بهتره چیزی رو به کسی نگی چون جوری که شما اون چیزه رو می‌بینید با اون چیزی که اونا می بینند متفاوته … مثلا شاید من یکی از کنکجاوی‌هام لحظه بلند شدن پرواز هواپیما باشه ولی وقتی این رو برای خیلی ها بگم یا تجربه‌ش کردن، یا اصلا براشون مهم نیست یا اینکه اصلا تا حالا بهش فکر نکردن که ببینند جالب هست یا نه؟!

پس:

Keep Secret! and be Awesome

طراحی وب برای کودکان 👶: ساختار HTML

به جلسه سوم از دوره آموزشی طراحی وب برای کودکان خوش اومدید. توی این جلسه می‌خوایم که با ساختار فایل‌های HTML آشنا بشیم. آشنایی با این ساختار ما رو برای جلسه بعد که افزودن محتوا به وبسایت هستش، آماده می‌کنه.

اگه ما طراحی وبسایت رو مثل ساختن یه ساختمون توی ذهنمون در نظر بگیریم، HTML مثل پایه‌های و استخوان‌بندی وبسایت خواهد بود. توی این حالت، معمولا اولین قسمت برای ساختن هر چیزی‌ست.

نکته مهم: تمام مواردی که در این جلسه یاد خواهید گرفت از طریق این لینک قابل دانلود است.

ادامه خواندن طراحی وب برای کودکان 👶: ساختار HTML